مح(ت)رمانه
شما گاوید
ما سبزیم
سبزه نیستیم
سرویم
فکر چریدنمان را از زیر شاخهاتان بیرون کنید
شما گاوید
ما سبزیم
سبزه نیستیم
سرویم
فکر چریدنمان را از زیر شاخهاتان بیرون کنید
نازک ترین کاندوم جهان هم
آهی از آه هایت نمی کاهد .
گرم دمت
وادارم کن
به خوب بودن
به شعر گفتن
به سوپ خوردن
وادارم کن به بوسه
دهنم بعد ِ این همه سیگار
هنوز مزه ی لب های تو را می دهد
ماه
و خورشيد .
اينها
تنها
دو تا از چيزهايي هستند
كه با ديدنشان دلتنگت مي شوم
از بالای پله ها
تا پایین پله ها
هجده ثانیه طول می کشد
که هشت دقیقه اش
به تماشای تو می گذرد
که آن وسط نشسته ای
( در ضمن
خوش حالم که از چشم های خسته ات حدس می زنم
پای صندوق به میر حسین رای دادی
و در خیابان سر حرفت ماندی )
وقتی خوابی
( یعنی
هم کوری
هم کری
هم لالی )
هم دوستت دارم
این یعنی حتما دوستت دارم
زمان
لام لای جق است
که فراموش شده
مریخ
میخ تیر و زمین
محو ماه بود
حال خدا به قول شما افتضاح بود
زل زد به جبرئیل
و با احترام گفت :
حق با تو بود
خلقتشان اشتباه بود
بغضت را من می خورم
تو گریه نکن
اگر گاهی
زلزله می آید
گاهی نه
به خاطر بی ثباتی توست
که هنوز نمی دانی
دلت را بلرزانم بهتر است
یا سینه ات را